معرفی پرچمداران عکاسی مدرن ( بخش چهارم )

عکاسی از همان دهه های اول پیدایش مورداستقبال روز افزون اقشار مختلف قرار گرفته است. گستردگی ارتباط و تعامل عکاسی با دیگر علوم و استفادۀ بین رشته ای ازلحظه تولد همواره به صورت کاربردی مدنظرو مورد استفاده دانشمندان بوده است.

آگوست ساندر (عکاس) _ نقش وکارکرد ویژۀ عکس در میان طبقات گوناگون عامۀ مردم نیز بر کسی پوشیده نیست. اما دراین میان هنرمندانی بودند که با تفکر خود در باب چگونگی خوانش و بازنمایــی انسان در تصاویر پایه های مطالعات فرهنگی، مناسبات اجتماعی و امکان روایت پس زمینه های تاریخی را پدید آورده اند.

در آن سالها جهان علی الخصوص در اروپا و آمریکا دستخوش تحولات گسترده در حوزه های مختلف صنعتی و تکنولوژی ونیز بسترسازی، ظهور و رشد عقاید جدید فلسفی و عقیدتی و گذار از سنت به سوی مدرنیسم گردیده بود که مجموعه هنرها و به ویژه عکاسی هم از هر دو وجه از این قاعده مستثنی نیستند..

آگوست ساندرAugust Sander

آگوست ساندر عکاس _ معرفی پرچمداران عکاسی مدرن ( بخش چهارم )
آوگوست ساندر ( ۱۹۶۴ – ۱۸۷۶)

آگوست ساندر (عکاس) در سال ۱۸۷۶در شهر کوچکی به نام هردورف درکشور آلمان دیده به جهان گشود. وی ازآغاز سنین نوجوانی همراه پدرش که به حرفۀ نجاری در صنعت معدن اشتغال داشت در کنارکارگران سختکوش معدن مشغول به کارشد.

از بخت و اقبال او بود که یک عکاس که از کارگران و مناظر اطراف معدن عکاسی میکرد او را به عنوان دستیار قبول کرد و از اینطریق آشنایــی او با حرفۀ عکاسی رقم خورد و باعث شد تا او به صورت جدی پیگیر و علاقه مند صنعت نوظهور عکاسی گردد وآن را به عنوان شغل و حرفه برای آینده خود برگزیند.

او با متقاعدکردن خانواده و کمک مالی عمویش توانست یک دوربین قطع ۱۳×۱۸ cmبخرد و تجهیزات تاریکخانۀ خود را به کمک پدرش در یک کلبۀ کوچک کنار انبار راه اندازی نماید. ساندر با خودانگیختگی و سختکوشی که حاصل معاشرت با کارگران و کار در معدن بود به فراگرفتن عکاسی پرداخت.

او همانند دیگر عکاسان ابتدا از افراد نزدیک و خانواده به عنوان مدل برای تجربۀ کار با دوربین استفاده می کرد و از آنها با چیدمان های مختلف به صورت تک نفره و دسته جمعی عکس می گرفت. مدتی طول کشید تا ساندر علاوه بر عکسبرداری به فنون چاپ هم مسلط گردد.

نخستین درآمد وی از عکاسی هنگامی بود که عکس دسته جمعی کارگران معدن را درهفتاد نسخه برایشان چاپ کرد. توانایــی ساندر در عکسبرداری باعث شد تا خیلی زود مشهور شود و کارگران و جوانانی که قصد مهاجرت داشتند به عنوان عکس یادگاری برای تهیۀ عکس تکچهره به او مراجعه نمایند.

آگوست ساندر (عکاس) دورۀ دو سالۀ خدمت سربازی نیز هنگام اوقات فراغت در استودیوی ارتش به عنوان دستیار به کار می پرداخت و از سربازان و افسران عکس می گرفت و با فروش آنها هم کسب در آمد میکرد و هم بر دانش و مهارت عکسبرداری اش می افزود. بعد از خدمت سربازی و ترک ارتش، ساندر به نقاط مختلف آلمان سفر کرد و با مراوده و کاراموزی نزد دیگر عکاسان در عکسبرداری تبلیغاتی و معماری هم مهارت پیدا کرد.

آگوست ساندر عکاس _ معرفی پرچمداران عکاسی مدرن ( بخش چهارم )
پیرمرد کشاورز ۱۹۳۱

در آن دوره هنوز ارزش نقاشی بالاتر از عکاسی بود و از نظر عامۀ مردم عکس خوب و مورد قبول عکسی بود که جلوه های نقاشی و تصویرگری درآن وجود داشته باشد.

ساندر با تیزهوشی و درک موقعیت زمانی دورۀ خود برای بالابردن سطح درک و دانش نقاشی اش برای استفاده ازآن در عکاسی در یک دورۀ آموزشی کوتاه مدت در آکادمی هنر شهر «درسدن»به فراگرفتن علوم نقاشی و مطالعۀ اصول چهره پردازی در نقاشی پرداخت.

در سال ۱۹۰۱ساندر پس از ازدواج آلمان را ترک و در شهر لینز اتریش ساکن شد و به عنوان دستیار در مجهزترین استودیوی شهر مشغول به کار گردید.

ساندر از تلفیق اموخته های نقاشی با دانش و تجربۀ عکاسی توانست هنگام عکسبرداری با استفاده از پرده های نقاشی شده و نورپردازی استادانۀ سوژه ها و وسایل تزئینی، صحنه را به صورت رویاگونه آرایش دهد و هنگام چاپ هم با اصلاح و دخل و تصرف در تصاویراز درآمد و شهرت بالایــی برخوردار گردد. وی در مدت دو سال استودیوی محل کارش را خرید و رسما به عنوان بهترین عکاس شهر شناخته شد.

در سال ۱۹۰۴ساندر به واسطۀ آزمایشات فراوان که برای دستیابی به قابلیت عکاسی رنگی و تولید فیلمهای رنگی انجام داد، توانست نسخه هایــی از عکس رنگی را چاپ کند و تعدادی از این عکس ها را نیز به موزۀ لایپزیک فروخت و همچنین توانست موفق به کسب مدال دولتی کشور اتریش و سه مدال بین المللی گردد که این برای ساندر بیست و هشت ساله مایۀ بسی افتخار و مباهات بود.

در سال ۱۹۰۵اولین نمایشگاه خود را در «لندهاوس پاویون »شهر لینز برگزار کرد. نمایشگاه و عکس های ساندر تا مدتها موضوع بحث روزنامه ها و مطبوعات شهر لینزو همچنین محافل هنری آن شهر بود.

آگوست ساندر عکاس _ معرفی پرچمداران عکاسی مدرن ( بخش چهارم )
محضر دار ۱۹۲۱

عکاسخانۀ مجهز و تبحر ساندر برایش درامد مالی خوبی به همراه داشت، اما به سبب علاقۀ شدید وی به خرید تابلوهای نقاشی، کـتاب واشیاء عتیقه که سهم به سزایــی از درآمدش را شامل می شد، دچار مشکلات مالی گردید.بعد از مدتی به دلیل بیماری پسر ارشدش اریش و ورشکستگی مالی به اتفاق همسر و فرزندانش به شهر کلن بازگشت و یک عکاسخانۀ جدید تاسیس نمود.ساندر پس از تجربه چند سال عکاسی تکچهره در استودیو و ساخت

تصاویری با معیارهای نقاشانه به نگرش تازهای در خلق پرتره های بیرون استودیو رسیده بود. وی میخواست تا محدودیت عکاسی استودیویــی که باعث می شد تا فردیت انسانها درنقاب صحنه آرایــی و نورپردازی آتلیه ای پنهان شود را پشت سر گذاشته و به درک تازهای از عکاسی تکچهره برسد.

وی برای تجربه گرایــی و کنکاش در این نگرش جدید در تعطیلات آخر هفته در زادگاهش دهکده «وستروالد »سوار بر دوچرخه همراه با وسایل عکاسی از مردم روستایــی در محل زندگیشان عکسبرداری میکرد.

معرفی پرچمداران عکاسی مدرن ( بخش چهارم )
کشاورزان در راه کلیسا ۱۹۱۳

این تجربه برای ساندر شروع یک دورۀ جدید عکاسی بود. او بدون استفاده از وسایل تزئینی و پس زمینه های نقاشی شده از مدلهایش عکاسی میکرد و معتقد بود با این روش فردیت خاص هر یک از سوژه هایش را مصور می نماید.

رابطۀ آگوست ساندر(عکاس) و سوژه هایش به قدری مطمئن و صادقانه بود که حدود یکسال ساندر با همین منوال از آنان عکس گرفت و آنها را طبق سلیقۀ خود چیدمان می کرد و هیچ گاه برای عکاسی از سوژه هایش دچار مشکل خاصی نشد. این نخستین گام ها و عکس ها برای پایه گذاری ایده و خلق مجموعۀ عکس «انسان های قرن بیستم» بود، پروژۀ عظیمی که هیچگاه کامل نگردید.

با شروع جنگ جهانی اول آگوست ساندر (عکاس) به ارتش ملحق شد و مدیریت استودیوی عکاسی را به همسرش واگذار کرد. در سال ۱۹۱۸و بازگشت ساندر استودیو با حجم زیاد سفارشات برای گرفتن عکسهای هویتی که روی کارت های شناسایــی افراد الصاق می شدند و همچنین چاپ مجدد عکسهای کشته شدگان جنگ مواجه بود.

از آنجا که تهیۀ برگهای هویت اجباری شده بود مراجعه هنرمندان و اندیشمندان آن دوره به استودیوی عکاسی ساندر برای تهیۀ عکس های مذکور، پایه گذار روابط صمیمانه و تردد وی در محافل هنری شد.

یکی از نزدیکترین دوستانش نقاش مارکسیستی به نام فرانتس ویلهلم زیورات بود که هنر را وسیله ای برای بیان ساختارهای اجتماعی تلقی می کرد. مراودۀ ساندر با هنرمندان دیگر که به کارهای او ابراز علاقه میکردند و گـفتگوهای آنان دربارۀ زیبایــی شناسی و مسائل اجتماعی و سیاسی باعث شد تا وی با دید جدیدی به سراغ سوژه هایش در وستروالد برود. او دیگر درجستجوی عینیت خالص در مدل هایش بود و از چیدمان و پیش داوری در مورد مدل هایش پرهیز میکرد.
رفتار آگوست ساندر (عکاس) با مدل هایش به گونه ای بود که بین آنها هیچ تفاوتی قائل نمی شد و هنگامی که آنها جلوی دوربین ساندر قرار میگرفتند دیگر نظرات و عقاید خود را بر آنها تحمیل نمی کرد اشخاص به دور از تفاوتها با ژست های خاص خودشان جلوی دوربین حاضر شده و اختلاف تصاویرناشی از سطح طبقه، حرفه و… افراد بود. با تغییر شیوۀ چاپ عکس از نگاره های محوتصویرگرایانه به چاپ روی کاغذ براق که باعث می شد تمام جزئیات سوژه نمایان گردد، ساندر به تصویر آرمانی اش رسید.

پیشخدمت کافه ۱۹۲۸

چاپ عکس تکچهره روی کاغذ براق که تا آن زمان فقط برای چاپ عکسهای صنعتی و تجاری استفاده میشد اگرچه جذابیت و زیبایــی تجاری را نداشت، اما وضوح تصویر با نمایش جزئیات کامل به تفکر تصویری ساندر نزدیکتر بود.

نتیجه این نوع تفکرتاکید بر خصایص بالذات رسانۀ عکاسی مانند وضوح حداکـثر،نقش تعیین کننده نور، توصیف دقیق سوژه ها و تکامل فنی در چاپ بود. دوران تصویرگری در عکاسی دیگر به پایان رسیده و ساندر با علاقه زیاد به ادامه عکاسی انسان ها در محیط زندگی برای تکمیل مجموعه خود پرداخت.
در سال ۱۹۲۰آگوست ساندر (عکاس) به نهضت هنرمندان پیشرو با تفکر «عینیت نو» پیوست و پروژۀ مستندکردن مجموعه تک چهره های خود را با این تفکر پـی گرفت. در سال ۱۹۲۹اولین کـتاب ساندر با عنوان «چهرۀ عصر ما» که شامل مجموعۀ ۶۰تصویر تک چهره و متن مخصوص برای هر عکس بود، منتشر گشت.

این مجموعه عکس ها که از بین عکس های مجموعۀ نیمه تمام «انسانهای قرن بیستم» انتخاب شده بود، شامل هفت بخش؛ کشاورزان، صنعتگران ماهر، طبقات اجتماعی و حرفه ها،زنان، هنرمندان و… بود. با به قدرت رسیدن حزب نازی، پسر ساندر که عضو حزب سوسیالیست کارگر بود وعقاید چپ داشت بعد از مدت ها فرار در خانۀ پدر دستگیر شد و همین امر سبب گردید تا گشتاپو بایگانی عکسهای ساندر را تجسس کند و اقدام به توقیف آن ها نماید.

عکسهای آگوست ساندر به دلیل نشان دادن واقعیت عینی مردم آلمان به دور از تبلیغات و شعارهای توخالی حزب نازی مبنی بر نژاد برتر هیتلر، از نظر گشتاپو تصاویری ضداجتماعی تشخیص داده شد و تمامی نسخه های موجود کـتاب «چهرۀ عصر ما» نیزدر سال ۱۹۳۴جمع آوری و به همراه لوحه های چاپـی آن نابود گردید.

در سال ۱۹۴۲ساندر برای گریز از فشار جنگ از شهر کلن به روستای وستروالد نقل مکان کرد، ولی به دلیل کوچک بودن خانه اش نتوانست آرشیونگاتیوهای شیشهای را با خود به وستروالد ببرد. هنگام بمباران شهر کلن در سال ۱۹۴۶در حدود ۲۵تا ۳۰هزار عدد شیشه از تصاویر منفی موجود در گنجه استودیواش در آتش سوخت و پروژۀ چاپ کـتاب «مردم قرن بیستم» برای همیشه عقیم ماند.

آگوست ساندر پس از پایان جنگ دیگر تک چهره های جدید نگرفت و بیشتر اوقات خود را صرف عکاسی از مناظر، چاپ نگاتیوهای قدیمی و برگزاری نمایشگاه نمود. آگوست ساندر عکاس شهیر آلمانی در سال ۱۹۶۴بر اثر سکـتۀ مغزی درگذشت.

مرد هندی و زن آلمانی ۱۹۲۶

آنچه باعث میشود تا آگوست ساندر از دیگر عکاسان هم دوره اش متمایز گردد نگاه ویژۀ او به عکاسی است که توآمان هم به شیوه های انتقال پیام و معنا به وسیلۀ تصویرتوجه دارد، هم به زیبایــی شناسی و ترکیب بندی و از این دو اهرم برای به تصویرکشیدن مناسبات اجتماعی و تعامل فرهنگی بصری بین سوژه های عکاسی شده و مخاطب عکس حداکـثر استفاده را می برد.

او با کنارزدن نقاب مصنوعی که عکاسان در آتلیه به سبب استفاده از پس زمینه ها و دکوراسیون تزئینی و همچنین دستکاری کردن عکس ها هنگام چاپ به چهرۀ انسان ها می زدند توانست تا با نفوذ به خمیره و درون مایۀ افراد از عکس،کاربردی فراتر از حد تصور هنرمندان آن دوران طلب کند.

ساندر با گذر از مشکلات و موانع غیرقابل کنترل در عکاسی پرتره محیطی مانند تغییر تابش نور طبیعی، حضور افراد و عناصر ناخواسته اقدام به خلق مجموع های روشمند و هدفمند نمود که تا مدت ها تاثیر آن بر دیگر عکاسان مانند چارلز شیلر، رالف استاینر و کارل استروس مشهود بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن