هانری کارتیه برسون “از پیشگامان عکاسی خیابانی”

هانری کارتیه برسون عکاس و فیلمساز فرانسوی، به عنوان پیشگام عکاسی خیابانی شناخته می‌شود. آثار سیاه و سفید او در میان زیباترین تصاویر قرن بیستم قرار دارند.

هانری کارتیه برسون در ۲۲ اوت ۱۹۰۸ در فرانسه به دنیا آمد. در کودکی به تحصیل نقاشی پرداخت و بعدها گفت که همیشه عاشق نقاشی بوده است. در نیمه دهه بیست نقاشی هایی می کشید که آشکارا تحت تاثیر پل سزان بود. در همان دوران توسط رنه کرول به سوررئالیست ها معرفی شد و در جلسات آنها شرکت کرد. کارتیه برسون خیلی جوان وخجالتی بود و همیشه در صندلی های آخر میزی می نشست که توسط آندره برتون اداره می شد. در همین زمان به عکاسی آماتوری می پرداخت و با سفر به آفریقا در اوایل دهه سی، عکاسی برایش جدی تر شد.

هانری کارتیه برسون "از پیشگامان عکاسی خیابانی _ عکاسی خبری"

سال ها علاقه جدی او به نقاشی و مطالعه نقاشی ها در موزه ها، در عکس هایش مشهود است. تاثیر سوررئالیست ها را در عکس های او به شکل اشیاء لوله شده، بدن های کج و معوج و چشم های بسته می توان ردیابی کرد.

به مانند دوست های سوررئالیست اش درگیر مسائل سیاسی شد و در سال ۱۹۳۴ و ۱۹۳۵ به آمریکا و مکزیک رفت تا با “انقلابی” ها ملاقات کند و زمانی که در سال ۱۹۳۶ به پاریس بازگشت، انگیزه های سیاسی او قوی تر بود و برای نشریات کمونیستی کار کرد. در مکزیک و آمریکا به سینما علاقه مند شده بود و در پاریس به دستیاری برای ژان رنوار فیلمساز بزرگ فرانسوی مشغول شد.

هانری کارتیه برسون "از پیشگامان عکاسی خیابانی _ عکاسی خبری"کارتیه برسون "از پیشگامان عکاسی خیابانی"
موزه هنرهای مدرن نیویورک اولین مرور آثار او را در سال ۱۹۴۷ برپا کرد. پس از این نمایشگاه او به راحتی می توانست تنها به عنوان یک “هنرمند” به کار مشغول شود اما علاقه اش به عکاسی خبری باعث شد به این کار ادامه دهد. چند ماه بعد به همراه رابرت کاپا و چند عکاس دیگر آژانس عکاسی خبری “مگنوم” را تاسیس کرد که بسیار موفق بود. از سال ۱۹۴۷ تا اوایل دهه هفتاد در کشورهای مختلف به عکاسی خبری پرداخت و عکس های او در غالب نشریات مهم جهان به چاپ رسید. در دهه هفتاد در شصت سالگی، عکاسی خبری و کار با مگنوم را کنار گذاشت اما تا زمان مرگش در سال ۲۰۰۴ هیچ گاه دوربین اش را زمین نگذاشت.

هانری کارتیه برسون "از پیشگامان عکاسی خیابانی _ عکاسی خبری"
کار وی و شیوه‌اش یک تاثیر ماندگار و دست نیافتنی داشته‌است. تک عکس ها و عکس داستان هایش برای سه دهه زینت بخش معتبرترین مجله‌های دنیا بوده‌است و نسخه‌های مختلف عکس هایش بر دیوارهای موزه‌های آمریکا و اروپا نمایش داده شده‌است. در بازار جهانی عکس، وی تاثیر خود را بخوبی گذاشته‌است
کتاب‌های فراوانی از کارتیه برسون در دهه‌های ۶۰ و ۵۰ چاپ شد که معروف‌ترین آنها «لحظه قطعی» در سال ۱۹۵۲ بوده‌است.
یک رویداد مهم در کار کارتیه برسون نمایشگاه بزرگی از ۴۰۰ عکس وی بود که در سرتاسر آمریکا به نمایش در آمد. بعنوان یک ژورنالیست، کارتیه برسون لزوم منتقل کردن افکار و احساساتی را که از دیده‌هایش بر می‌ خواست، احساس می‌کرد.
هانری کارتیه برسون "از پیشگامان عکاسی خیابانی _ عکاسی خبری"

از همین رو عکس های او بیشتر واقع گرایانه بود تا انتزاعی. وی احترام زیادی برای نظم در عکاسی خبری قائل بود، به این عنوان که هر عکس به تنهایی توانایی بازگو کردن یک داستان را داشته باشد.
بینش ژورنالیستی در واقعیت های نهفته در انسان و رویدادهای پیرامون او، احاطه به اخبار و تاریخ و باور در نقش اجتماعی عکس همه به ماندگاری آثار او کمک می‌کند.وی می‌گوید: شان و مقام انسان یک سوژه لازم برای هر عکاس خبری است و هر عکسی جدا از اینکه چه اندازه از نظر بصری و تکنیکی درخشان باشد، نمی‌تواند موفق باشد مگر اینکه از عشق و روابط انسانی نشات گرفته باشد و بیانگر انسان در روبرو شدن با سرنوشتش باشد.
تعداد زیادی از پرتره‌های وی از افراد مشهور مانند ویلیام فاکنر با روش راحت و درخشان وی در مواجه شدن با سوژه، به تعریف دقیقی از شخصیت سوژه بدل شده‌است.

کتاب اول برسون افکارش را بخوبی نمایان می‌سازد. «لحظه قطعی» آنگونه که خود برسون تعریف کرده‌است عبارت است از:
«شناخت لحظه‌ای اهمیت یک رویداد در کسری از ثانیه و همینطور پیدا کردن فرم و ترکیب دقیقی که روح آن رویداد را بنحو مناسب بیان کند.»
بعضی از منتقدان برسون را چیزی فراتر از یک شکارچی لحظات نمی‌دانند.این یک حقیقت است که روش «لحظه قطعی» در دستان عکاس بی هدف به شکار لحظه‌ای تصادفی و بی گزینش نزول پیدا می‌کند.
والاترین نکته کار برسون نگرش ژرف به احساسات و ویژگی های انسان و نشان دادن آن در قاب تصویر است که نمی‌تواند از روی شانس و اقبال بدست آمده باشد و تنها از استعدادی نادر برمی اید. لحظه قطعی و شکار لحظات تنها در این تعریف می‌تواند به سطحی هنری ارتقا یابد.
برسون در کتاب«لحظه قطعی» نوشته‌است:
«در عکاسی کوچکترین چیزها می‌توانند بزرگترین سوژه‌ها باشند، ویژگی‌های کوچک انسان می‌ توانند به موضوعی مهم بدل شوند.»
بیشترین بخش عکاسی او مجموعه‌ای از همین ویژگی‌ها و جزئیات انسانی است که تصویررا به جهان پیرامون پیوند می‌دهد.
وی در جهانی تکراری زندگی می‌کرد که اتفاق‌های خسته کننده روزمره مانند انعکاس در گودال گل ولای، تصویر با گج کشیده شده بر روی دیوار، هیکل سیاه پوش در مه همگی برای وی انعکاس حقایقی بزرگ و آشنا در ضمیرناخودآگاه بودند. وی شاعری ضدرمانتیک بود که شعر او عکس‌هایش است و زیبایی را در موضوعات «همانطور که هستند» و در واقع گرایی مربوط به همین زمان و مکان کشف کرد.


تمام تصاویر وی با دوربین ۳۵ میلیمتری همراه با لنز ۵۰ میلیمتری و بندرت عدسی تله فتو تهیه شده‌است، وسیله‌ای که در دست تمام عکاسان آماتور یافت می‌ شود.
وی تمامی عکس‌هایش را با نور موجود می‌گرفت و بندرت از فلاش استفاده می ‌کرد. بوسیله بکار گیری بامهارت دوربین عکاسی در ثابت کردن یک لحظه در جریان زمان، برسون برای ما گنجینه‌ای از تصاویر باقی گذاشته‌است. ما از دیدگاه وی می ‌توانیم جهان را اندکی بهتر ببینیم و حقیقت و زیبایی را جایی که حدس نمی‌زنیم وجود داشته باشد، بیابیم.

هانری کارتیه برسون می‌گوید:”برای عکاسی باید نخست سر و چشم و عقل را تنظیم کرد؛ این یک روش زندگی است.”

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن